كد مطلب: 635 | ۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۳۰:۵۱
آیت الله خاتمی به پشت پرده هجمه ها علیه خود در فضای مجازی اشاره و تاکید کرد که عضو هیچ حزب و جناحی نیستم و خطم خط ولایت است.

به گزارش پایگاه فرهنگی صادقون، آیت الله سید احمد خاتمی را می توان یکی از معدود چهره هایی دانست که در فضای مجازی، شبکه های اجتماعی و سایت های اینترنتی هر روز سخن و مطلبی درباره او منتشر می شود.  او که از علما و اساتید و چهره های انقلابی بنام کشور است، همواره هدف تیغ تند هجمه ها بوده است.

با توجه به گسترش ارتباطات و بستر فضای مجازی هر از چند گاهی سخنانی تقطیع شده از  افراد و شخصیت های کشور منتشر و به صورت گسترده منعکس می شود، همین سخنان تقطیع شده و بریده که گاهی مغرضانه منتشر می شود غالبا در راستای تخریب چهره افراد صورت می گیرد؛ از این رو سرویس سیاسی خبرگزاری رسا به سراغ آیت الله خاتمی عضو هیأت رییسه مجلس خبرگان رهبری رفته تا ضمن بررسی سوابق علمی، انقلابی و دفاع مقدس این عضو جامعه مدرسین از وی درباره جملاتی که در فضای مجازی درباره او منتشر می شود سؤال بپرسد.

آیت الله خاتمی در این گفت وگوی صمیمانه و بی تعارف، تأکیده کرده که مدت ها است که در فضای مجازی تخریب بنده در دستور کار برخی جریان ها قرار گرفته و متأسفانه در این عرصه سرمایه آقایان دروغ است، بنده در انتخابات اسفند سال 1394 مورد شدیدترین هجمه ها همراه با دروغ های کاملاً ناجوانمردانه در فضای مجازی بودم.

عضو شورای عالی حوزه های علمیه در این گفت وگو به سؤالاتی درباره سوابق انقلابی و علمی خود، نحوه انتصابش به امامت جمعه تهران، موضع گیری هایش درباره مسائل جامعه و نقل قول هایی که از او در فضای مجازی منتشر شده پاسخ داده است.

مشروح گفت وگوی خبرگزاری رسا با این عضو جامعه مدرسین که هفته گذشته در منزل وی انجام شده تقدیم مخاطبان عزیز می شود:

مستحضرید که اخیرا هجمه های علیه شما بسیار شده دلیل این مسأله را چه می دانید؟

بسم الله الرحمن الرحیم، برای آن ها که در حوزه معارف دینی و مباحث اخلاقی هستند گفتن از خود بسیار سنگین است، مدت ها است که در فضای مجازی تخریب بنده در دستور کار برخی جریان ها قرار گرفته و متأسفانه در این عرصه سرمایه آقایان دروغ است، بنده در انتخابات اسفند سال 1394 مورد شدیدترین هجمه ها همراه با دروغ های کاملاً ناجوانمردانه در فضای مجازی بودم.

هیچ کس نمی تواند بگوید که همه با من موافق باشند، به هر حال در جامعه آزاد سلایق گوناگون است و قهرا عده ای تجلیل و عده ای نقد می کنند اما این که دروغ بسازند که واحد پول باید عفیر باشد که نام الاغ پیغمبر است که دروغ ناجوانمردانه به شمار می رود؛ این که اگر زنی موقع شیر دادن بچه موسیقی گوش کند بچه زنا زاده می شود دروغ بوده و ناجوانمردی است.

این که مثلاً بستن کمربند ایمنی چون با قضا و قدر الهی مخالفت می کند حرام است، سیدالشهدا فرمود گر نداری دین به عالم لااقل آزاده باش، مردانگی اقتضا می کند حرفی را که انسان گفته نقد شود، اگر کسی دین داشته باشد این گونه نسبت های نادرست نمی دهد؛ دوستان 500 صفحه حرف هایی که علیه بنده گفته شده را فراهم کردند و 50 صفحه را برای بنده فرستادند، این نشان می دهد که جریان هایی در پی تخریب بنده هستند.

از جهتی خوشحالم که تأثیرگذار هستم و همین تأثیرگذاری عامل تخریب ها شده است، اگر بنده تأثیرگذار نبودم نیازی به این همه دروغ ها نبود، در این فضا کسانی ممکن است فریب خورده باشند، بنده این مصاحبه را به خاطر ارشاد و هدایت فریب خورده ها انجام می دهم تا در دام کسانی که عقده آنها از سید احمد خاتمی نیست بلکه عقده دارند که چرا این طلبه در خدمت نظام و انقلاب اسلامی قرار گرفته است، نیفتند.

مقداری از سوابق علمی خود بفرماید.

بنده سال 1354 به قم آمدم، دروس سطح را نزد بزرگان حوزه خواندم، در فقه و اصول شاگرد آیت الله العظمی شیخ جواد تبریزی، آیت الله العظمی فاضل لنکرانی، آیت الله العظمی وحید خراسانی، آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی، آیت الله العظمی شبیری زنجانی و بزرگان دیگر بودم.

کلام را از مرحوم آیت الله انصاری بهره بردم، منظومه را هم محضر ایشان و محضر آقای دکتر احمد بهشتی خواندم، در درس آیت الله حسن زاده اشارات شرکت کردم، در درس اسفار آیت الله جوادی شرکت کردم؛ پنجشنبه ها که آیت الله شهید مطهری به قم می آمدند شرکت داشتم و این شاگردی کردن بنده است، درس های حوزه درس های عمومی بوده و ما در این درس های عمومی همانند دیگر طلبه ها شرکت داشتیم.

از سال 1364 تدریس عمومی شروع کردم، ما طلبه ها آنچه را می خوانیم قبلش را تدریس می کنیم، می توانم بگویم 4 یا 5 دور جامع المقدمات را این گونه تدریس کردم، همچنین درس های دیگری همچون سیوطی و مغنی بوده است؛ درس عمومی را از معالم آغاز کردم و 4 دوره معالم، 3 دوره شرح لمعه، 7 دوره اصول الفقه، 2 دوره تمام مکاسب، 5 دور کفایه، 3 دوره رسائل تدریس کردم.

از سال 1374 خارج فقه و اصول شروع کردم، در هرکدام از درس ها از اساتید اجازه می گرفتم، اصول فقه که تمام شد برای گفتن مکاسب به سراغ یکی از اساتید خود از مراجع رفتم و گفتم شما مرا در حد مکاسب می بینید گفتند بله؛ خارج فقه که شروع کردم از برخی اساتیدم پرسیدم که آیا مرا در حد خارج می دانید یا خیر که نه تنها تأیید کردند بلکه موضوع دادند.

تدریس خارج اصول را هم شروع کردم که اینک دوره سوم آن است، هر دوره ای حدود 7 الی 8 سال طول می کشد، خارج کتاب حج را کامل گفتم و سالیان متمادی است که کتاب صلاة را می گویم که بحمدالله استقبال خوب بوده است، بنده به دلیل علاقه ای که به تفسیر قرآن داشتم امسال سال بیست و نهم است که تفسیر قرآن به صورت آزاد می گویم و الان به سوره هود رسیدیم که جزء یازدهم قرآن است و با جزء آخری که گفته شده مجموعاً 12 جزء می شود.

تدریس موضوعی و نهج البلاغه را هم داشتیم که الان خطبه 80 هستیم، سیره پیامبر و امامان را در طول 20 پنجشنبه ها گفتم، در حال نوشتن شرح زیارت جامعه کبیره هستم و تا کنون دو جلد آن منتشر شده است، این کارهای طلبگی ما است، در طول این مدت حدود 20 سال حدود 20 عنوان کتاب از بنده چاپ شده که در آستان امامان، امارت بر نفس، سیره امام علی(ع)، سیره فاطمی، سیره سیاسی مولا علی(ع)، مدخلی بر سیره امامان، رسالت خواص، عبرت های عاشورا، سیمای نفاق، حقایق و خرافات، حوزه علمیه؛ هست ها و بایدها و عفاف در قرآن از جمله آنان است که برخی از این کتاب ها به عربی و اردو نیز ترجمه شده است.

هنوز هم اشتغال به طلبگی داریم، از ابتدای انقلاب بنده ذوق فرهنگی در خودم دیدم، پست های اجرایی فراوان به بنده رجوع شد اما نپذیرفتم و همین کار تدریس برای طلاب و تبلیغ چه به صورت رسمی و چه به صورت تلویزیونی داشته ام.

رسا ـ در زمان انقلاب هم فعالیت هایی داشتید؟

بنده متولد سال 39 هستم و سال 54 و 55  نوجوانی14 و 15 ساله بودم اما بنده در سال 1354 برای خطابه در محله جهادیه سمنان دعوت شدم و آن سال منبر به گونه ای بود که هر شب دعوت کننده محترم می گفت آماده باش که امشب دستگیر می کنند.

بعد معلوم شد به دلیل این که سن بنده قانونی نبوده آن ها تصمیم دستگیری داشتند اما دستگیر نکردند، در اسناد ساواک  آمده که اظهارات سید احمد خاتمی به تاریخ 25/8/57 نامبرده ضمن سخنرانی در مسجد شاه شعارهایی را به زبان آورده است و اضافه کرده که نهضت مقدس ما دین است و می گفت درود بر خمینی و مرگ بر این حکومت، ایران کشور ماست، خمینی رهبر ماست و ارتش برادر ماست و سپس اضافه نموده خواستار تشکیل حکومت جمهوری اسلامی هستیم.

در این میان همه می گفتند حکومت جمهوری اسلامی و بعد مجدداً به همه گفت بگویید نهضت ما حسینی است و رهبر ما خمینی است، سپس اظهار داشت از طرف زعیم عالیقدر شیعه آقای خمینی اعلامیه منتشر گردیده که متن کامل اعلامیه را برای شما می خوانم و گفت: از این به بعد بدانید نام این مسجد به مسجد امام خمینی(ره) تبدیل می شود که همه گفتند صحیح است، صحیح است و صحیح است.

در جای دیگر در تاریخ 18/9/57 آمده نامبرده بالا یعنی آقای محمد علی عالمی از ابتدای ماه محرم واعظی به نام سید احمد خاتمی را از قم دعوت کرده که در مسجد جامع سمنان سخنرانی نماید و حاضر به سپردن تعهد به شهربانی نگردیده و سید احمد خاتمی با شروع سخنرانی و اعلام مطالب تحریک آمیز بر روی منبر قصد آماده نمودن مردم برای انجام تظاهرات ضد ملی در روزهای عاشورا و تاسوعا داشته که شهربانی نامبرده بالا را به علت ندادن تعهد و این که بانی مجلس بوده دستگیر و به این سازمان اعزام و معرفی که متعاقب آن حدود 400 نفر از طبقات مختلف در دادگستری متحصن و خواستار آزادی وی گردیده و سید احمد خاتمی نیز پس از دستگیری وی متواری شده است، لذا چون پیش بینی می گردد که این تحصن ادامه پیدا کند و با آمادگی های که مشاهده می شود بلافاصله شورای تأمین تشکیل می شود؛ این مطالب در کتاب آیت الله حاج شیخ محمد تقی نصیری به روایت اسناد ساواک صفحات 133 و 144 آمده است.

سال 57 سید احمد خاتمی 18 ساله است و قبل از آن یک نوجوان 14 و 15 ساله آمده و وظیفه خود را انجام داده است، ایام انقلاب در زرند ساوه منبر می رفتم و در آنجا به صورت صریح شاه و نظام شاهنشاهی را مورد نقد قرار می دادم تا جایی که رییس کلانتری آنجا تهدید کرد که این سید را می کشم و بنده ده روز را ماندم و حرف ها را زدم و به صورت پنهانی از آنجا خارج شدم.

همین مجلسی که اسناد ساواک می گوید فلانی متواری شده دنباله آن را نگفته است، متواری شدم و به قم آمدم در آن زمان مقر فرماندهی انقلاب بیت امام و مرحوم آقای پسندیده بود، ایشان فرمودند که در سنندج تحصن شده و شما به سنندج بروید و بنده و آقای فاضل هرندی را به آنجا فرستادند، مقصود این است که ما در حد سن به وظیفه خود در قبال انقلاب عمل کردیم اما هیچ وقت ادعا نداشته و نداریم که ما مبارز بودیم و مبارزه کردیم بلکه وظیفه خود را انجام داده ایم.

البته این هم منطق عجیب و غریبی است که بگوییم که انقلابی تنها مبارزان قبل از انقلاب هستند، پرونده قبل از انقلاب ما این است که گفته شد اما کسانی که سن آن ها قبل از انقلاب اقتضا نمی کرده همانند بسیاری از شهدای گرانقدر دفاع مقدس آیا انقلابی نبودند، مهم این است که خط سالم و انقلابی باشد.

خدا را شکر از وقتی که خود را شناختم با ولایت بودم، تا امام راحل زنده بودند مطلقاً و دربست امر را امر امام می دیدم و از خود رأیی در این عرصه نداشتم، پس از امام و در زمان ولایت مقام معظم رهبری هم بر اساس مبنای ولایت فقیه همراه با ولایت بودم و به این همراهی هم افتخار می کنم.

بر اساس این سوابق مقام معظم رهبری این طلبه را به امامت جمعه موقت تهران نصب کردند، این در حالی است که بنده پس از این که آیت الله یزدی از امامت کنار رفتند به حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای محمدی و حجت الاسلام والمسلمین آقای حجازی از مسؤولان دفتر مقام معظم رهبری گفتم سلام به آقا برسانید و بگویید که بنده بنا ندارم در عرصه امامت جمعه وارد شوم بلکه می خواهم درس و بحث خود را ادامه دهم و دو سال به طول انجامید.

 پس از دو سال  حضرت حجت الاسلام والمسلمین محمدی رییس دفتر مقام معظم رهبری آمدند همین‌جا و گفتند که آقا فرمودند خیلی جست و کردیم و کار را بپذیرید، بنده هم در پاسخ گفتم اگر آقا دستور بدهند کفش های نمازگزاران جمعه را جفت کنم با افتخار انجام می دهم این که امامت جمعه است.

اینجانب کارهای خود را در عرصه خبرگان با استفاده از امکانات موجود در دبیرخانه خبرگان در قم و تهران انجام می دهم که البته این استفاده اختصاص به بنده ندارد، هر خبره ای بخواهد می تواند از دبیرخانه استفاده کند آغوش بازی از سوی دبیرخانه وجود دارد.

در برنامه بدون تعارف گفتم که عضو هیچ حزب و تشکیلات اصولگرا نیستم و همان‌جا گفتم که عضو جامعه مدرسین هستم اما پخش نشد، جامعه مدرسین حزب نبوده بلکه یک تشکل فقهی، مذهبی و علمایی است.

در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتید یا خیر؟

 متأسفانه در این رابطه هم نامردی های زیادی می شود، هنوز عملیات فتح المبین شروع نشده بود و جناب آقای سید حسین سعیدی مسؤول آموزش سپاه بود که به بنده گفت حاضری جبهه برویم و بنده هم قبول کردم، با چند نفر به دوکوهه آمدیم و گفتیم آخوند لازم دارید که گفتند نه به اندازه کافی حضور دارند.

راه افتادیم و رفتیم تا این که جایی پیدا شد، از آن زمان تا آخر جنگ در هر مناسبت ضروری اعم از عملیات و ایام تبلیغی حضور داشتیم، می گویند خاتمی بگوید در کدام یگان حضور داشته است، بیشترین ورود ما برای لشکر علی بن ابی طالب(ع) برای قم بوده است اما لشکر ثارالله، تیپ 21 امام رضا(ع) و جاهای دیگر هم رفته ام، بنده هیچ استفاده ای از این مساله نکردم و حتی کار غلط یا درست تمام اسناد حضور را پاره کردم و گفتم نمی خواهم کاری را که برای خدا بوده استفاده دیگر داشته باشم.

چند ماه رمضان، محرم، صفر و در برخی از عملیات ها هر کاری را که نیاز بود سعی کردیم که انجام دهیم، در طول هشت سال وضعیت این گونه بوده است، کسانی که ما را در جبهه دیدند آن ها را چه می کنند، کسانی که در یک ماه رمضان برایشان برنامه داشتیم را چه می کنند، خب چرا دروغ می گویند؛ دروغ این است که بگویند خاتمی روی جبهه را ندیده است؛ بله جبهه هشت ساله از با بسم الله تا تاء تمت نبودیم اما در مقاطعی که نیاز بوده ما حضور داشتیم.

امامت جمعه سنگر بسیار مهم و کلیدی به شمار می رود، بنده برای خطبه های جمعه مایه گذاشته و بیش از 20 ساعت وقت می گذارم، در مسائل کلان کشور برای این که بازتاب دهنده نظرات نظام باشم با مسؤولان مربوطه مشورت می کنم.

بنده تریبون نماز جمعه را تریبون خود یا متعلق به جناح خاص نمی دانم، اگر احساس کنم حرفی سلیقه من است در مصاحبه ها می گویم اما در نماز جمعه بیان نمی کنم، بر این باور هستم که نماز جمعه باید تریبون ولایت باشد از این رو بنده در عرصه فتنه قوی وارد شدم و هیچ انکار نمی کنم چون خط ولایت بود اما اگر جایی سلیقه شخصی من بود را در مصاحبه ها می گفتم.

حتی در مقطعی خیلی فضای مجازی و روزنامه ها علیه بنده تخریب کردند می توانستم در نماز جمعه همه آن ها را جواب بدهم اما گفتم نماز جمعه برای سید احمد خاتمی نیست، نماز جمعه برای نظام بوده و آنچه که مربوط به نظام است باید گفته شود، بنده بر این باور هستیم که ما یک نظام هستیم که باید تقویت شود؛ هیچ‌گاه اپوزیسیون هیچ دولتی نبودم، انتقاداتی داشتم اما هیچ‌گاه اپوزیسیون هیچ دولتی نبوده، نیستم و تا نظام اسلامی که ان شاءالله تا قیام حضرت مهدی(عج) هست اپوزسیون نظام اسلامی نخواهم بود.

اما آدمی نیستم که نقد نداشته باشم، نقد دارم و در جای خود تجلیل هم دارم؛ گرچه قصه دو طرفه است، زمانی آقای رییس جمهور جمله ای گفت 2 میلیارد دلاری که آمریکا غارت کرده لقمه ای نیست که اجازه بدهیم به راحتی از گلوی آن ها پایین برود خب حرف قشنگی بود و ما تجلیل کردیم از این طرف نقدها بر ما وارد شد و پیامک ها آمد و گفتند خط خاتمی عوض شده و خاتمی دیگر آن انقلابی گذشته نیست اما بنده به آن برادران هم گفتم فقط می خواهم در خط ولایت باشم نه این جناح و آن جریان.

البته بنده نمی گویم هرکاری که می کنم خط ولایت است، ممکن است بنده هم اشتباه کنم؛ خرج کردن از ولایت کار غلطی است که ما بخواهیم ولایت را خرج خود کنیم اما خط بنده ولایت است، کسانی که می خواهند سید احمد خاتمی را تحلیل کنند و این که بخواهند خاتمی را در جناح کوچک کذا و کذا ببیند اشتباه تحلیل می کنند؛ درست این است که بنده را در خط ولایت ببینند و درست یا نادرست کارها را نقد کنند.

برخی می گویند که شما محافظه کار قدرت طلب بوده و تکبر دارید، نظرتان چیست؟

درباره محافظه کاری بنده متوجه نمی شوم در عرصه سیاسی محافظه کار به چه معنا است اما اگر مقصودشان این است که سید احمد خاتمی هنگام انجام وظیفه محافظه کاری می کند دروغ است، بنده هر جا که وظیفه باشد به فضل خدا وارد می شوم، درباره قدرت طلبی باید گفت که این مسأله نشانه می خواهد یک نشانه برای آن بیاورند، بنده گفتم که حتی در پی امامت جمعه نبودم که با امر مقام معظم رهبری پذیرفتم.

تکبر این است که کسی خودش را بزرگ ببیند اما اگر کسی وقار داشته باشد و با متانت و سنگینی راه برود اسمش تکبر نیست.

 چندی پیش از قول شما نقل شده بود که اعتراض داشتید چرا مسؤولان کرمانی شما را به این استان دعوت نمی کنند آیا صحت دارد؟

جریان این بود که دانشگاه کرمان در طول این دو دوره ای که  قبل از دوره سوم بنده نماینده کرمان بودم گفتم مسؤولان دانشگاه چرا دعوت نمی کنند، بنده که نمی توانم سر زده بروم اما آن گزارش دهنده دروغ مخابره کرد.

مسؤولان کرمان بنده را بارها دعوت کرده و می کنند، بنابراین بنده هرگز نگفتم که چرا مسؤولان کرمان دعوت نکردند، مسؤولان کرمان دعوت می کنند.

بنده به دانشگاه ها اعتراض کردم و الان هم این اعتراض را دارم، چطور از اصلاح طلبان به راحتی دعوت می کنند اما از نماینده خبرگان مردم دعوت به عمل نمی آوردند، این اعتراض به مسؤولان دانشگاه بوده نه نهاد دیگر و نه حتی بسیج دانشجویی.

گفته می شود نسبت به حجاب و عفاف مواضعی تندی دارید اما نسبت به اختلاس ها موضع گیری نمی کنید، جریان این که گفتید برای حل معضل بی حجابی باید خون های پاک ریخته شود چیست؟ همچنین می گویند چون سال انتخابات است گفتید که با بد حجابی و بی حجابی برخورد نشود، آیا چنین صحبتی داشتید؟

جمله آخر دروغ است این همانند حرف های دیگر ساخته شده است، درباره خون ریختن درباره حجاب بنده دو سه سال پیش در مراسم بزرگداشت شهید بهشتی گفتم خون پاک شهید بهشتی سفره منافقان را از کشور جمع کرد، می ترسم قصه بدحجابی و بی حجابی به جایی برسد که خون های پاکی همانند شهید بهشتی ریخته شود تا این سفره ننگین جمع شود.

 یکی از خبرگزاری ها تیتر زد که سید احمد خاتمی گفت حجاب خون می خواهد، این هم از جمله بداخلاقی ها و تخریب های ناجوانمردانه بود که به نام بنده گفته شد و ده ها بار تکذیب کردم اما همچنان این دروغ به بنده نسبت داده می شود.

درباره اختلاس اولین کسی که در عرصه تریبون نماز جمعه اختلاس 3 هزار میلیارد تومانی را گفت سید احمد خاتمی بود، سندش موجود است و سیمای جمهوری اسلامی این فیلم را دارد، هر جا بد حجابی و بی حجابی را مطرح می کنم مسأله اختلاس ها را نیز مطرح می کنم.

می گویند در قبال مسائل جامعه سیاسی کاری می کنید و درباره برخی از آن ها همانند حقوق های نجومی موضع گیری می کنید اما نسبت به مواردی همچون املاک نجومی موضع گیری نمی شود؟ آیا درست است؟

نسبت به حقوق های نجومی مسأله اثبات شد و ما هم موضع گرفتیم اما املاک نجومی در حال بررسی است، هر موقع که دستگاه قضایی مسأله املاک نجومی را تأیید کرد مطمئن باشند به همان شدت موضع می گیریم.

جمله ای از شما نقل کردند که آمریکا هر جا می خواهد وارد شود از طریق ساندویچ ورود می کند، چنین نقلی صحت دارد؟

گورباچف گفت از وقتی که مک دونالد در روسیه آمد و مردم برای آن ساندویچ صف کشیدند کم کم پای آمریکا به کشور باز شد و تا فروپاشی ادامه پیدا کرد، سخن این است که آمریکا همانند شیطان خطوات دارد و گام به گام وارد می شود اولش از اینجا بعد به عرصه های دیگر ورود کرده و نظام را ساقط می کند.

 

برخی پس از برجام تصور می کردند ذره ذره و از جای کوچکی همانند مک دونالد روزنه ای برای نفوذ باز کنند، بنده گفتم مردم بیدار و هوشیار هستند و جلوی نفوذ را خواهند گرفت.

در مسائل فرهنگی قائل به برخورد نظامی و امنیتی هستید یا خیر؟

بنده در مسائل فرهنگی همانند بد حجابی و بی حجابی معتقد به روش امام صادق(ع) هستم، روش امام صادق(ع) هماهنگی کار فرهنگی و کار اجرایی است، کار اجرایی که می گویم اجرای قانون است نه این که بزن بزن باشد، همان قانونی که سال 86 شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار داده و برای 25 دستگاه وظیفه تعیین کرده و بیش از 300 ماده دارد، بنده این مسأله را کار اجرایی می دانم، امام صادق(ع) فرمودند که کار اجرایی و کار فرهنگی باید با هم باشد.

خداوند نخواسته زبان باز و دست بسته باشد، زبان یعنی کار فرهنگی و دست به معنای کار اجرایی است، هر دو باید باز باشد، بنده معتقد به کار فرهنگی و اجرایی توأمان هستم، در مصاحبه هایم گفتم و اینجا هم می گویم رفتار خلاف قانون منکر بودنش بدتر از بدحجابی است، هر کس در این کشور بخواهد بدون راه قانونی حتی یک تلنگر به کسی بزند را خلاف شرع می دانم.

حضرتعالی به عنوان امام جمعه نسخه ای برای موضوع فرهنگ دارید؟

نسخه بنده اراده است، مسؤولان اراده کنند می توانند در مقابل ناهنجاری های فرهنگی مؤثر باشند.

مسأله بستن کمربند ایمنی در حین رانندگی به فرهنگ تبدیل شده است؛ پس می شود، در هواپیما می گویید سیگار کشیدن ممنوع است و الان کسی در هواپیما سیگار نمی کشد، چگونه این دو کار انجام شد و کارهای دیگر نمی شود؟ اگر اراده و تدبیر باشد حتما تأثیرگذار است

درباره حقوق، شما فرمودید که خبرگان، امامت جمعه و شورای عالی حوزه حقوقی ندارد، عده ای شما را متهم به مظلوم نمایی کردند یا حتی برخی به تمسخر گفتند حال که ایشان از جایی حقوق ندارد برای ایشان پولی جمع کنیم، سؤالی که وجود دارد این است که حضرتعالی در نهادهای بسیاری عضویت دارید حال چگونه حقوقی دریافت نمی کنید؟

نهادهای که بنده هستم اول عضو جامعه مدرسین هستم که هیچ حقوقی ندارد، دوم عضو شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) هستم که هیچ پولی نمی گیریم، سوم عضو ستاد مرکزی احیای امر به معروف و نهی از منکر هستم که هیچ نمی گیرم.

چهارم خبرگان هستم که حقوقی دریافت نمی کنم، پنجم عضو شورای عالی حوزه هستم که در این دوره به صراحت گفتیم هیچ حقوقی نمی خواهیم؛ به اهانت، تمسخر و فحاشی پاسخ نمی گویم چون آن را در شأن خود نمی دانم.

 این که فرمودید جزو هیچ‌کدام از نهادهای اصولگرا نیستید، برخی مطرح کردند که ولو این که جامعه مدرسین حزب به شمار نمی رود اما عملاً فعالیت اصولگرایی انجام می دهد، پس چگونه حضرتعالی فرمودید که جزو هیچ‌کدام از نهادهای اصولگرایی نیستید؟

ما حزب نیستیم اما بنده افتخار می کنم که جزو جریان ارزشی کشور هستم، بی موضع نبوده بلکه موضع دارم و در جریان ارزشی کشور قرار دارم، همان جریان ارزشی که مقام معظم رهبری با همان تفسیری که داشتند اسم آن را اصولگرایی گذاشتند اما می گویم حزب نیستیم.

این ها باید متوجه باشند که حزب آیین نامه، مرام نامه و تشکیلات دارد که باید ثبت شود، الان هم می گوییم بنده عضو هیچ یک از احزاب ثبت شده کشور نیستم اما انسان بی موضع هم نیستم که موضع نداشته باشم بلکه موضع دارم و موضع من هم ارزشی است، باز تأکید می کنم نگاه من به جامعه مدرسین نگاه یک حزب نیست بلکه نگاه یک جریان وسیع ارزشی در جامعه ما است.

منبع:رسا


    اخبار مرتبط


نظرات شما

نظر شما:

نظرات شما

نظرسنجی

نظر شما درباره سایت صادقون چیست؟